دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

صدا و سیما و تحولی که نشد .

دو سال از انتصاب  رییس جدید سازمان صدا و سیما میگذرد . بنابر سنت  معمول رسانه ها ، نگاهی میاندازیم بر مسیر طی شده  در دو سال گذشته ، قبل از هرچیز، یادآوری میکنم که بنابر ساختار ، رویه گذشته و مقتضیات تعریف شده در راهبری این نهاد  ،انتظار نمی رفت و نمیرود که حتی در حد جابجایی و تغییر مدیریت در وزارت خانه ها یانهاد ها و سازمان های  دیگر، بعد از تغییر مدیریتی ،تحولی اساسی و بنیادین  در این مجموعه اتفاق بیافتد . البته خصوصیات و رفتار فردی ریاست  تا حدودی به ویژه برای کارمندان سازمان میتواند متفاوت باشد . مثلا ریاست قبلی به جای تکریم بازنشستگان سازمان حتی ورود آنان را به محوطه جام جم ممنوع و محدود کرده بود ، ریاست فعلی برای این موضوع برنامه ریزی کرد  .با این همه رسانه عظیمی که قرار بوده  است ، در عمل فراگیر و ملی نیز باشد ، تا رسیدن به منظور و با مسما شدن نام  خود فاصله زیادی دارد .

  به دلیل اهمیت کارکرد صدا و سیما نکاتی را در این خصوص یادآور میشوم.

 --صدا و سیما طی تمام سالهای اخیر نتوانسته است به عنوان ملجا و منبع بیان همه تفکرات مطرح ، قانونی و مجاز در کشور مورد توجه و رجوع متفکرین با سلیقه های مختلف قرار گیرد . این شیوه عملکرد امر جدیدی نیست ، حداقل طی دو دهه اخیر به گونه ای بوده است که به هر شکل پشتیبان تفکرات و جریان های مورد قبول  و همسو بوده و در ممنوعیت  یا محدودیت حضور  تفکر ات غیر همسو یامنتقد طی دو سال اخیر تغییری ایجاد نشده است .

-- در مورد پخش اخبار نیز همچنان از رویه های قبلی و قدیمی با اندک رنگ و لعاب متفاوت استفاده میشود . اینکه بسیاری از رسانه های خارج از کشور هجوم  گسترده ای برای اقناع و تاثیرگذاری بر مخاطبان داخلی دارند ، یک واقعیت است ولی این  همه واقعیت نیست ،   سنت غالب صدا و سیما در خبر رسانی به ویژه در قبال مشکلات و بحران ها همواره ابتدا شیوه تدافع و تکذیب و سپس عکس العملی بوده است، کماکان در بر همان پاشنه می چرخد با این تفاوت که توانایی ارتباط ، اطلاع و تاثیرگذاری مخاطبان نسبت به گذشته کاملا  افزایش یافته است ،در عین حال امکانات و ارتباطات رسانه ای سازمان نیز بهتر و قویتر شده است و طبعا باید سعی بیشتری در شفافیت عملکرد هاو پخش به موقع و دقیق خبرها صورت بگیرد تا از رسانه های رقیب و کاربران فضای مجازی و شهروند خبرنگاران داخلی عقب نیافتد ، در این صورت حتما مخاطبان نسبت به خبر رسانه اعتماد بیشتری خواهند داشت و کمتر نیازمند مراجعه به منابع دیگر خواهندشد ، البته این کاری بس مهم وسخت است و کندن و جدا شدن از  رویه های سنتی گذشته ،علاوه بر تلاش و  همت ، در عین حال به همکاری و  پشتیبانی نهادهای تصمیم گیر و تاثیرگذار  خارج از سازمان نیز نیاز دارد .

--  مدیریت جدید در بدو  ورود بر تحول تاکید داشت، تغییراتی نیز در بعد مدیریتی اتفاق افتاد و سن متوسط مدیران  نسبت به قبل پایین تر آمد و به اصطلاح جوان سازی شد  ولی تا به حال تحول و پیشرفت قابل توجه ای در تولید برنامه ها ، تعمیق محتوا و تامین رضایت و کسب اعتمادبیشتر مخاطبان  ، مشاهده نشده است .   البته  صدا و سیما دو رسانه بزرگ و فراگیری هستند که تحول همراه با توقف در آن نمیتواند اتفاق بیافتد ، باید ضمن اداره و مدیریت امروز رسانه ، برای فردا ، فصل آینده و چشم انداز سال های بعد نیزبرنامه داشته باشد .

--صدا و سیما  همواره در برخی از جنبه ها دچار افراط بوده و همچنان هست، در ابعادی نیز بی تناسبی افزایش یافته است  ،در تمامی مناسبت های مذهبی فضا سازی قبل از مناسبت ، اصل مناسبت و مشایعت و بدرقه طولانی آن ، یک سنت شده است ، معلوم نیست چرا هیچگاه نسبت به این نحوه پوشش برنامه ها آسیب شناسی نمیشود و از کارشناسان ذیربط و  مخاطبان نظر خواهی به عمل نمی آید.در ایام حج و روز عرفه تمامی شبکه های تلویزیونی در حال پخش دعای عرفه بودند .! واقعا اگر دو ، سه شبکه سراسری و در دسترس عموم دعا و برنامه مناستی ویژه پخش کنند کفایت ندارد.؟  راهپیمایی و پیاده روی عظیم مردم  به مناسبت اربعین حسینی موضوع مهمی بود و صدا و سیما نیز پوشش وسیعی به این رخداد داد و  درصد بالایی از خبرها و برنامه های تولیدی  شبکه های متعدد معطوف این رویداد شد، طبعا موضوع نیاز به توجه کامل داشت ولی باید برای همین موضوع مهم نیز حد و اندازه ای در نظر گرفت ، همزمان به سایر موضوعات ، مشکلات ، نیازها و حساسیت های روزجامعه نیز توجه کرد . 

-- صدا و سیما مدت هاست که به شیوه ای حرکت میکند ، برنامه میسازد ، گزارش میگیرد و از افراد دعوت میکند که انگار  خود را صرفا رسانه بخشی از مردم  و قشری یا اقشاری از جامعه میداند ، متاسفانه تلاشی برای فراگیری و در برگیری اکثریت قاطع مخاطبان با حفظ چهارچوب های ابلاغی نمیشود یا لا اقل توفیق محسوسی در این مسیر حاصل نمیشود ، تغییرات  در نوع پوشش و ظاهر مجریان و برنامه سازان در ماه های اخیر نیز کاملا در همین ارتباط ارزیابی می شود .

-- جایگاه ریاست صدا و سیما در نظام سیاسی و فرهنگی کشور جایگاه مهمی است ولی این  اهمیت  الزما نشان از قدرت بالای تصمیم گیری او نیست ، برخلاف آنچه تصور میشود ،اینگونه نیست که  این رسانه عظیم تنها به یکی دو حوزه بالا دستی پاسخگو  و یا تاثیر پذیر باشد، بلکه نهادهای مختلف و شخصیت های متعدد با شیوه های مختلف بر این دستگاه تاثیرگذار هستند به ویژه در جهت نفی و محدود سازی و اعمال فشار برای پرهیز از  گسترده تر شدن طیف در برگیری و پوشش مخاطبان ، به همین دلیل غالبا مدیریت ها علیرغم خوشبینی ها و وعده های اولیه ، به مرور به سمت نوعی محافظه کاری و عدم تحول  حرکت می کنند .

-- صدا و سیما سازمانی حجیم به لحاظ ساختاری و تعدد شبکه ها و مجموعه های وابسته ،، گسترده به لحاظ جفرافیایی ،پر عایله و غیر متناسب به لحاظ تعداد نیروها با بیش از ۴۰ هزار نفر حقوق بگیر است ،افزودن و سپردن مسولیت های دیگر مثل ساتنا به این سازمان، علاوه بر کم رنگ شدن تنوع  و پاسخ گویی به ذایقه مردم درتولیدات ،گامی در پر مشغله تر کردن و سنگین تر کردن بار مسولیت مدیریت و مجموعه این سازمان است .

--- با توجه به تعدد و تنوع امکانات ارتباطی و دسترسی مردم ما به انواع پیام ها و هجوم رسانه ای مخالفان ، رقیبان ،و تغییرات وسیع سپهر رسانه ای کشور، منطقه و جهان  دیگر نمیتوان به شیوه های قبلی فعالیت موفق داشت ، انحصار صدا و سیما در تولید و پخش خبر و تولید حتی در داخل کشور با چالش جدی روبرو شده و حتما باید این رسانه تجدید نظری اساسی بر روند تولید و پخش  و تعامل با مخاطب داشته باشد . تداوم شیوه های گذشته چاره ساز ، بهبود دهنده و رافع نیازهای مخاطبان نخواهد بود .

-- با وجود تاکیدات مکرر مقامات عالی کشور در مناسبت هاو مقاطع مختلف  ، زمان زیادی است که توجه به تقویت و توسعه زبان فارسی در اولویت قرار ندارد ، به عبارتی به جز مواردی کوچک ،حرکتی تاثیرگذار در شرف اقدام نیست ، در این زمینه نهاد های دیگری نیز مسول هستند که به وظیفه خود عمل نکرده یا موفق نبوده اند ، صدا و سیما میتواند علاوه بر تهیه برنامه های پر محتوا از راه مطالبه گری در سطح ملی این مقوله مهم  به طور جدی دنبال کند، بنیادها و نهادهای متعددی برای زبان فارسی مسول هستند و بودجه دریافت میکنند ولی حضور فعال ندارند .متاسفانه در سال های اخیر تعامل با ایرانیان مقیم خارج از کشور که قبل از آن هم کم رنگ بود ، ضعیف تر شده است ، در اقدامی غیر حرفه ای و غیر تخصصی ، اخیرا دستور انتقال پخش شبکه جهانی جام جم که یکی از رسالت های آن تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل و نیز توسعه زبان فارسی در خارج از کشور است از بستر ماهواره  به بستر اینترنت صادر شده است.

-- حتی دیده شدن یک یا دو سریال به تنهایی نمی تواند نشانه توفیق سیما با ظرفیت عظیم آن  ارزیابی شود با این همه طی دو سال گذشته تولیدات متفاوتی روی آنتن پخش شبکه ها نرفته است،  چند برنامه پر مخاطب و موفق از نگاه مخاطبان توسط  مدیریت تعطیل شدند ولی برنامه هایی همتراز یا نزدیک به آن ها جایگزین نشدند ، در این شرایط مخاطبان  تلویزیون  به ویژه زمانی که امکانات و انتخاب های دیگری داشته باشند معطل  و منتظر نمی مانند ، نباید لحظه ای توجه به آنان دچار وقفه شود.

-- در فضای رسانه ای کشور و از زبان بسیاری از کارشناسان بارها و بارها گفته شده و میشود که مردم ما شاد نیستند ، نیاز به شادی و سرگرمی در کشور کاملا محسوس است ، با این وجود سال هاست که برنامه های طنز و سریال های مفرح و سرگرم کننده در شبکه ها به حد اقل رسیده است، غالب تهیه کنندگان تولید فیلم و سریال های تلخ و محزون را بی درد و سر تر می دانند ،   غالب جمعیت  کشور ما در سبد هزینه زندگی روز مره شان سهمی برای تفریح و سرگرمی ندارند یا به دلیل مشکلات جاری در اولویتشان نیست ، برای این جمعیت ،همچنان رادیو و تلویزیون ارزان ترین وسیله برای اوقات فراغت هستند ، باید این مقوله جدی گرفته شود . طی دو سه سال سالی اخیر، سهم نشاط و سرگرمی حتی نسبت به سابق کمتر شده است ،افزایش برنامه های گفتگو محور ،یکسویه و کم تحرک نمیتواند جایگزین برنامه های نمایشی، طنز و سایر سبک های پرطرفدار شود .

-- آقای دکتر جبلی به لحاظ شناخت کار رسانه ،سابقه بهتری از برخی رییسان قبل از خود دارد ولی تنها این کفایت نمیکند ، صدا و سیما نیاز به تحول دارد ، تحولی که واقعا دیدگاه ها و نیازهای مردم را پاسخ دهد به نحوی که کمتر احساس نیاز به رسانه های غیربومی کنند ، معلوم نیست درفضایی که همگان کمابیش از همه چیز باخبرند، چرا این سازمان از طرح برخی انتقادات توسط مدعوین و کارشناسان نگرانی دارد ، انتقاداتی که به وضوح در جامعه دیده میشود و مردم با تمام وجود آن ها را لمس میکنند ، البته در مواردی بنا بر شرایط چند برنامه نقد و بررسی مسایل روز روی آنتن رفته است که مطلع خوبی است ولی نه تعداد برنامه ها و نه ترکیب کارشناسان متنوع و متناسب نیستند، متاسفانه روند حذف بسیاری از برنامه های زنده مدت ها قبل از ریاست آقای جبلی آغاز شده بودو هم اکنون نیز برخی برنامه های معمولی و غیر حساس نیز ضبطی شده و تولیدی پخش میشوند که حرارت و تازگی لازم راندارند ، فرض بگیرم کارشناس برنامه  اشتباهی هم روی آنتن مرتکب شود یا تپقی بزند ، امری که معمولا در رسانه های صوتی وتصویری پیش میآید و برنامه سازان مجریان از پس تصحیح و توضیح آن برمی آیند  .

-- صدا و سیمای پر عایله و پرهزینه ، علاوه بر بودجه دولتی ، درآمدهای خوبی هم از تبلیغات دارد، اما با این همه برخلاف تصور بسیاری در کشور حتی برخی از نمایندگان ، میزان حقوق دریافتی کارمندان به ویژه بازنشستگان این سازمان از بسیاری از نهادها و سازمان ها کمتر است و اکثریت حقوق بگیران آن حال خوشی ندارند .شاید با تعطیل و حذف تعدادی از شبکه های مشابه و موازی ،که یکی ، دو مورد آن اتفاق افتاد و حذف و جدا سازی مجموعه های غیر رسانه ای، بکار نگرفتن نیروهای جدید خارج از روال رسمی و قانونی ،  در نتیجه با چابک سازی مجموعه، بتوان تعادلی در خرج و دخل و اداره امور آن حاصل کرد. ناگفته نماند که با وجود اینکه کارمندان دلسوز و کارآمد در صدا و سیما بسیارند ،  ولی متاسفانه نیروهای غیر متخصص و غیر موثر زیادی هم طی سالیان گذشته به این مجموعه افزوده شده اند.بخشی از تحول می تواند معطوف به  بهسازی  راه ورود نیروهای جدید  و انتخاب بهترین ها برای مجموعه باشد  .

--یکی از ضعف های همیشگی صدا و سیما نقد ناپذیری و مهیا نبودن برای نقد آشکار توسط منتقدین و کارشناسان ذیربط بوده است . رسانه ای که یکی از رسالت های خود را نقد و بررسی کارکردهای دیگر نهادها میداند ، لازم و شایسته است که اسباب و ابزار نقد خود را نیز فراهم کند و پذیرشگر  نقدهای دیگران  نیز باشد ، مسیری که می تواند به اصلاح روندها و احیای اعتماد از دست رفته مخاطبان بیانجامد .

     سعید فانیان  مدرس و کارشناس رسانه

         منتشر شده در روزنامه شرق ، چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۲

پایان جام جم

 شبکه جهانی جام جم که ۲۶ سال پیش بنابر نیاز بخش عظیمی از مخاطبان ایرانی خارج از کشور همچنین بسیاری از فارسی زبانان آنسوی مرزها به همت جمعی از کارشناسان و مدیران وقت صدا و سیما و با حمایت و مدیریت آقای دکتر علی لاریجانی در تاریخ ۲۶ آذرماه سال ۱۳۷۶ ، فاز اول آن در قالب کانال اروپا راه اندازی شده بود به تصمیم مدیریت فعلی صدا و سیما و در چهارچوب سیاست تحولی ! تعطیل یا کاملا محدود میشود . معاون سیما طی حکمی به مدیر فعلی شبکه جام جم به او حکم کرده است که  کار انتقال شبکه را از بستر پخش ماهواره به اینترنت منتقل کند .

--- یکی از دلایلی که لا اقل در رسانه ها برای اقدام مذکور برشمرده شد، موضوع کم مخاطب بودن شبکه  بود . مدیریت فعلی در کلان سازمان تا اینجای کار ، به تعطیلی بعضی فعالیت ها، قطع همکاری و اخراج تعدادی  از مجریان و برنامه سازان که غالبا نسبت به سایرین از مطلوبیت کاری بیشتری برخوردار بوده اند اکتفا کرده است ،غافل از اینکه برای رسانه در حال فعالیت چاره ای جز مدیریت بهینه جاری  همزمان برنامه ریزی کارشناسی برای وضع مطلوب نیست . مخاطبی که طی سالیان دراز به ارتباط و استفاده یک رسانه انس گرفته  را نمیشود با انقطاع یک روند ۲۶ ساله و سپس  جایگزین کردن ظرفیتی محدودو متفاوت و در بستری دیگر، حفظ کرد.

-- قطعا شبکه جام جم طی سالهای اخیر با تحولاتی که در امر رسانه شده ،نوع مدیریت کلان سازمان و کم توجهی به مقوله ایرانیان خارج ازکشور ، همچنین اعتراضات و مخالفت هایی که در محیط خارج شده  با تغییر و ریزش مخاطب روبرو بوده است ، همانگونه که بنابر اعلام مدیریت فعلی صدا و سیما ، شبکه های داخلی نیزبه لحاظ میزان مخاطب نسبت به گذشته  در وضع مطلوبی نیستند و مدت هاست که بنابر دلایل متعدد، مرجعیت بالای خود را از دست داده است ، براساس همین منطق و استدلال ،  شبکه های متعدد و موازی داخلی نیز می بایست مشمول تعدیل شوند ،بنابراین به راحتی میتوان نیمی از شبکه های سراسری را تعطیل و از هزینه های موازی صرفه جویی کرد .

-- - سیاست چابک سازی در صدا و سیما اگر درست پیاده شود قطعا امری مطلوب است ، مشروط بر اینکه بررسی ها کامل باشد ، شناخت لازم وجود داشته باشد و متعاقب آن تصمیم درستی اتخاذ شده باشد ، اما آنچه که در فرآیند تصمیم گیری فعلی ،در وهله اول به نظر میآید کم اطلاعی  مدیریت  های جدید سازمان از مسیر طی شده است،بی اطلاعی یا کم اطلاعی از توفیقات فراوان گذشته شبکه ، طبع و نیازهای متفاوت  مخاطبان خارج از کشور نسبت به داخل و انتظاراتی که ایرانیان از شبکه تعریف شده برای خودشان دارند .

-- متاسفانه طی سال های گذشته همه عوامل  درونی و بیرونی  دست به دست هم داده تا نوعی کم اهمیتی و بی توجهی نسبت به شبکه جهان جام جم اتفاق بیافتد و متعاقب آن به جای چاره جویی ، تقویت مدیریت ها،تغییر و تصحیح خط مشی ها افزایش پشتیبانی ها و حمایت ها،  سیاست تغییر و محدود سازی جایگزین شود .

-- با کمال تاسف طی سالهای اخیر نوعی کم توجهی به کل مقوله  ایرانیان مقیم خارج از کشور درابعاد گوناگون اتفاق افتاده است ، تشکل و نهادی رسمی برای این منظور وجود ندارد ، شاید نام اداره ای در وزارت خارجه یاسازمانی دیگر  به میان آید ولی حقیقتا آنچنان که شایسته بوده و لازم است متاسفانه نه در دولت قبل و نه در دولت حاضر توجه جدی و ساز و کار لازم برای این منظور دیده نشده و همچنان وجود ندارد ، تصمیماتی چون تعطیلی یا محدود سازی شبکه جام جم نیز در همین راستا قرار دارد.


زنگ آخر ، غالبا غیر قابل پیش بینی !

زنگ آخر یک مفهموم ، یک نشان و یک قرار  است که در موقعیت های مختلف با احساسات متفاوت ، تلخ و شیرین برای هرکدام از ما طی سالهای زندگی تجربه میشود .

 - بسیاری از موقعیت های زنگ آخر پیش بینی نشده است ،..

--ترم دانشگاه که تمام میشود ، آخرین جلسه معمولا از قبل مشخص است ولی اکثرا  جلسه آخر پیش بینی نشده  اتفاق میافتد ،  به این نحو که با وجود مشخص بودن جلسه آخر ،غالبا یک جلسه قبل تعطیل میشود ، استاد نمیاید یا دانشجویان جلسه ماقبل آخر را طبق توافق و تصمیم جمعی به کلاس نمی روند ، البته گاهی استاد را نیز در جریان قرار میدهند که به زحمت نیافتد ،!

-- زنگ آخر مدرسه ، بچه ها آنقدر سرگرم تکرار شوخی ها و دوستی ها و مطالب درسی هستند که کمتر در آخرین بودن آن تامل میکنند ، اما در اولین هفته بعد از آخرین جلسه ،دلتنگی ها شروع میشود و نسبتا مدت زمان طولانی می بایست صبر کنند ، معمولا آن جمع اولیه  و فضای قبلی رفاقت ها عینا تکرار نمیشود ، دوستی با خانواده اش مهاجرت کرده و از آن محله و مدرسه رفته اند ، معلمی جابجا شده ، گاهی ، خدای ناکرده کسی در این میان  به دلیلی فوت کرده . .

-- برای من همانند سایرین  مواردی که گفته شد بارها تجربه شده است ، اما یک بار زنگ آخری که به ناگهان با آن روبرو شدم  کاملا غیر منتظره بود .. . 

--- بارها وقتی برای دیدن پدر و مادر به شهرزادگاهم سفرمیکردم  ،به محض رسیدن به درب  منزل قدیمی مان ، زنگ را به صدا درمیاوردم ، به فاصله یکی دو  دقیقه یکی از ایشان و غالبا مادر میامد و  در را باز میکرد ، اما عاقبت روزی رسید که زنگ زدم  و کسی در را باز نکرد .! غافلگیر شدم این اولین بار بود که زنگ خانه پدری را میزدم و کسی در را باز نمیکرد و مجبور شدم به جای دیگری بروم ، پدر بیمارستان بود و مادر را  که کسالت داشت یکی از خواهران برده بود منزل ، هرچه بود ، روال گذشته در اینجا به پایان رسیده و متوقف شده بود .  شرایط جدیدی آغاز شده بود که دیگر برگشت نداشت . تازه یادم افتاد دفعه قبل که زنگ خانه را زده بودم، آخرین زنگ با روال و شرایط سابق  بوده ، بدون اینکه در لحظه متوجه  غتمیت بودن آن دم شده باشم.! !

 -- زنگ آخر در زندگی همه ما بارها به صدا در میآید ، چاره ای نیست ، مگر اینکه قدر زمان ، سلامتی و نعمت دوستان  و اطرافیانمان را بدانیم تا ناگهان زود دیر نشود .

 -- دوستی از همدوره ای های دانشگاه را به لطف اطلاع رسانی دوستان دیگر و کارآمدی فضای مجازی بعد از سال ها بی اطلاعی و بی ارتباطی پیدا کردم و تماس هایمان برقرار شد . پس از چندی مطلع شدم که اخیرا بنابرتشخیص پزشک آنژیو شده است و کسالتی دارد .برای احوالپرسی  بهش زنگ زدم ، میگفتد در مرحله آنژیو  رگ دچار پارگی شده بود به من اطلاع دادند ، چاره جویی شد و خدا را شکر به خیر گذشت ، نیم ساعتی صحبت و درد دل داشت ، گفتم با توجه به نقاهتی که داری ( از کم نفسی مشخص بود ) انشاالله بعد از بهبودی کامل ، مبسوط صحبت میکنیم ، کمتر از ۲۴ ساعته بعد خبر رسید که ناگهان فوت کرده ، خدا رحمتش کند ، آقای آقا جانی دوست و هم دانشگاهی قدیمی ما ، به همین سادگی زنگ روز قبل و گفتگویمان آخرین زنگ تماس ما بود .

 به قول صفی علیشاه :

  دم  غنیمت دان که عالم یک دم است               آنکه با دم همدم است او آدم است


،